ایران، خبر، دانلود، فال، عکس، روزنامه

مطالب بروز شامل اخبار دانلود کتاب فال و ...

چقدر در زندگی واقعی " خودت " هستی ؟

ما آدم ها تو دنیای واقعی چقدر نقاب به چهره می زنیم ؟ چقدر خودمون رو اسیر قید و بندهای اجتماعی می کنیم .... توی زندگی واقعی ، چقدر خودمون هستیم ؟ خود واقعی . بدون هیچ نقابی ... چقدر پیش آمده تو زندگیت ، توی یک جمع دوست داشتنی قرار بگیری که خود خودت باشی ، اون جوری که دلت می خواد ، اون جوری که هستی.... نقش بازی نکنی ... بخندی از ته دل .... با تمام وجودت احساس راحتی کنی و لذت ببری . چرا ما آدم ها خودمون رو اینقدر مقید می کنیم ؟ چرا ازخودمون فاصله می گیریم ؟ تا کی باید برامون مهم باشه قضاوت دیگران ؟


خود من تا حالا مواردی بوده که خلاف جهت جریان آب حرکت کردم . شاید ، گهگاهی سد ها رو شکسته باشم ، سنت ها رو ، کاری کردم که عقلم و شعورم تشخیص داده درست ترین کار ممکنه و " بی عیبه "، هر چند از دید عموم اون کار خلاف عرف و قانون پذیرفته شده و نانوشته ی مردم بوده باشه .... امیدوارم تونسته باشم درست منظورم رو برسونم . خواه نا خواه ما مجبوریم کمی هم همسو با عرف عمل کنیم ، نمی شه از کل جامعه و قوانین موجود در اون برید . اما ممکنه تو زندگیت در شرایطی قرار بگیری که بهترین انتخاب برات ، انتخابیست که باعث می شه کمی هم از عرف فاصله بگیری ، باعث می شه خلاف جریان آب شنا کنی ...بارها تو شرایطی قرار گرفتم که قضاوت شدم . اما این قضاوت ها که اکثراً بی مورد و گاهی هم از روی تعصب هست چه اثری در زندگی شخصی شما داره ؟ گرچه تو هم "جزئی " از این " کل " هستی .... عضوی از این جامعه هستی ، اما غیر ممکن هم نیست که تو زندگیت شرایطی پیش بیاد که مجبور باشی کمی دور از عرف عمل کنی .... کاری که در نوع خودش "عیب" محسوب نمی شه ، اما جامعه عادت کرده که مطابق اون قانون نوشته شده ی قبلی عمل کنه ....

به من بگید ، شمایی که اینجا رو می خونین . تو زندگی واقعیت چقدر خودت هستی ؟ حرف و قضاوت دیگران چقدر برات اهمیت داره ؟ مطابق عرف عمل کردن ، چه جایگاهی در زندگیت داره ؟ ترجیح می دی در جهت جریان آب حرکت کنی یا گاهی هم مطابق میلت ، هرچند خلاف جریان آب حرکت کنی ؟ گاهی اینقدر خودمون رو درگیر مشکلاتمون ، گرفتاریهامون می کنیم که فراموش می کنیم خود ما هم نیاز داریم گاهی تنها ، گاهی با دوستانمون ، دور از خانواده باشیم و حداقل برای ساعتی تمام گرفتاری ها رو فراموش کنیم و به خودمون فکر کنیم.... شما زن خانه دار ، شما مادر شاغل ، شما آقایی که همیشه درگیر کار و مشکلاتت هستی ، چقدر واقعاً برای خودت ، وقت می گذاری ؟ چقدر به خودت اهمیت می دی ؟ یا دیگه یادت رفته "خودی " هم وجود داره که نیاز داره گاهی تنها باشه ، گاهی با دوستانش باشه ، گاهی تنهایی قدم بزنه ، گاهی تنها بشینه و یک موسیقی دلخواه گوش کنه و فکر کنه و ...... واقعاً دلم می خواد بدونم آدم ها چقدر علاقمند هستند که سد ها رو بشکنند ، نقاب رو بردارند و اونی باشند که دلشون می خواد .... حتی اگرنگران قضاوت شدنید و راحت نیستید
همیشه تو زندگی سعی کردم از هرچی که دوست ندارم فرار کنم یا اگه نشد تغییرش بدم 

ولی الان چیزای تو زندگیم پیش میاد که مجبورم تحمل کنم چون نه پای رفتن دارمو نه نیروی تغییر

به اجبار زمونه باید بسوزم و بسازم

باید سعی کنم قدرت تحملمو زیاد کنم باید بتونم که طاقت بیارم 

به قول معروف ما هم خدایی داریم مگه میشه زندگی ما همیشه اینجوری بمونه 

یه روزی همه رنجا تموم میشه اما اون روز کی میرسه نمیدونم 

خدایا نمی خوام نا شکری کنم اما زندگی ما فقط از بیرون زیباست 

خدایا کمکم کن تو این روزای سخت کم نیارم

خدای بزرگم از هر چی میترسیدم به سرم اومد

خدای خوبم فقط تو از دردم آگاهی خدایا تو خودت میدونی من حرفامو پیش هیچکی نمیگم 

و با هیچکس درد دل نمیکنم به غیر از خودت فقط خودتم میتونی کمکم کنی پس کمکم کن
..........................

..................................
آنچه که می خوانم آنچه که می بینم آنچه که تجربه می کنم و هرآنچه که به ذهن معیوبم می رسد

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ ; ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢٧
    پيام هاي ديگران ()